4/03/2006

لرزش زمین

در میانه کوچه راه می روی
در کنار خانه ای که دیگر خانه نیست
در جوار درختانی که از خشم زمین واژگون شده اند
در اندوه عزیزانی که جان باخته اند

تو حیرانی
و دردمند و خسته و مایوس
شبها را بی امید به صبح می رسانی
در چادرهای پوسیده
باقلبی که زندگی وشادی و سرورش
،به ناگاه،
خشکیده

چرا لرزش زمین هنوز
-دراین "عصرمعراج پولاد"-
می تواند خانه ات را ویران کند؟

همچنان در پاسخ این پرسش درمانده ام..

پی نوشت: امروز خوندم که کمکهای آلمان و آمریکا به زلزله زده ها رو رد کردن،یه چیزی در این مایه ها که نیت خیر نیست ...

No comments: