لرزش زمین
در میانه کوچه راه می روی
در کنار خانه ای که دیگر خانه نیست
در جوار درختانی که از خشم زمین واژگون شده اند
در اندوه عزیزانی که جان باخته اند
تو حیرانی
و دردمند و خسته و مایوس
شبها را بی امید به صبح می رسانی
در چادرهای پوسیده
باقلبی که زندگی وشادی و سرورش
،به ناگاه،
خشکیده
چرا لرزش زمین هنوز
-دراین "عصرمعراج پولاد"-
می تواند خانه ات را ویران کند؟
همچنان در پاسخ این پرسش درمانده ام..
پی نوشت: امروز خوندم که کمکهای آلمان و آمریکا به زلزله زده ها رو رد کردن،یه چیزی در این مایه ها که نیت خیر نیست ...
No comments:
Post a Comment