4/23/2006

سفر

مرغكان بر سردريا آرام بال بگشوده به راه سفرند
نقشي افتاده بر آن پرده ي لرزان حرير
گويي از پنجره ابر به ناگه دستي كاغذي چند سپيد
پاره كرده ست و فرو ريخته زانجاي به زير
شفيعی کدکنی

No comments: