تولد
بهار آمد و من دوباره زاده شدم ،با لاله وعروس ونرگس.گلها عمر کوتاهی دارند وآدمها نیز هم. صد سال قبل نبودیم وصد سال بعد هم نخواهیم بود.چشم بر هم زدنی هم نیستیم درعمر هستی.تعداد محدودی بهار وخزان را می بینیم و می رویم. وچقدر جدی می گیریمش...
پی نوشت:اینها فکرهای دیشبم بود،امروز اما روز دیگری است.امروز زاده شدم و هیچ چیز به اندازه زندگی شگفت انگیز نیست.
1 comment:
تولد تولد تولدتون مبارک
انشااللّه هزار سال زنده باشين
کارت تبريک من رسيد؟
Post a Comment