1/28/2007

باز محرم

من و انکار شراب اين چه حکايت باشد

غالبا این قدرم عقل و کفايت باشد

زاهد و عجب و نماز و من و مستی و نياز

تا تو را خود ز ميان با که عنايت باشد

زاهد ار راه به رندی نبرد معذور است

عشق کاری است که موقوف هدايت باشد

بنده پير مغانم که ز جهلم برهاند

اين زمان سر به ره آرم چه حکايت باشد

دوش از اين غصه نخفتم که رفيقی می گفت

حافظ ار مست بود جای شکايت باشد.

No comments: