افکار پریشان
فکرها در ذهنم می چرخند.انگار خورشیدم و سیاره ها در مدارهای مختلف به دورم شناورند.سیاره های سرد و یخی در دوردستها، سیاره های گرم و تیره رنگ نزدیکتر، سیاره های عظیم با همه خرده سیارکها و قمرها و حلقه ها، هر کدام در مداری.به من نمی رسند و احاطه ام کرده اند.نیستند و هستند.از نیروی جاذبه ای که به هم وصلمان می کند گریزی نیست.
وای که دلم سیاه چاله ایی می خواهد...
No comments:
Post a Comment