7/28/2008

دیگر کم کم باید بزرگ شویم

راست می گویند خلایق را هر چه لایق
می خواهم بزرگ شوم
دیگر خواهی نخواهی قبول کرده ام هرچه بر ما گذشت
آنچه مارا به هم می چسباند عشق بود که انگار چسبش پیشترها فاسد شده بود و من نمی دانستم
بیا بزرگ شویم
این نمایش ها بس است
زندگی کن، من می خواهم زندگی کنم عاشق شوم و ازدواج کنم

بس است این بازی
با من که نیاموختیش با دیگری بیاموز
باید پاچه های را بالا زد به درون این حوض رفت
باید خیس شد
باید اینقدر خیس شد که وقتی اب حوض را می کشند مثل ماهی بالبال بزنی کف حوض خالی

1 comment:

Nima said...

dele man haalesh khoshe
aslan balad nist begire
vali kheili tang mishe
gaahi mitarsam bemire....

amma bazam be khodesh miaad o
soo soo mizane
baaz hayate khalvate sinamo jaroo mizane
migam behesh taa key mikhai aashegh beshio beshkani
be rooye khodesh nemiare o miporse "baa mani?"
....


fuck it bro! fuck it all!