11/20/2007

فقط واسه ی تو


آخه یکی نیست بگه تاپاله مگه چنتا آدم تو این قبرستون داری که دلشون واست بتپه باغمت غمگین شن با شادیت شاد.
چندتا آدم تو ایران داری که صد سال یبار حالشونو نپرسی هر هفته بهت زنگ بزنن
چنتا آدم تو کل دنیا داری که تو دوسال دو بار ببیننت بازم براشون هممون قدر تازه باشی که آهنگ عاصف می شنون یه چیزی حس کنن کمه بعد بفهمن تو این آهنگو دوست داشتی
اصلا چنتا رو میشناسی که اینهمهه بت زنگ بزنن تو ور نداری بازم بگن شاید ناراحته دوباره بهش زنگ میزنم
آخه من از اون آشغالایی که باهاشون می خوابی کمترم اندازه اونا نمیتونی جوابمو بدی
آخه یکی نیست به من بگه الاغ تو دلت به چی این آدم خوشه ؟؟؟




پی نوشت
اینم میزارم اینجا ببین یادت میاد ماله کیه!

در زندگی زخمهايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد
آره می شه به همين راحتی رفت ور دست بوف و کور شد ، آره می شه اما اين که هنر نيست ، هنر اينه تو زندگيت زخم نداشته باشی که بخواد روح تو رو مثل خوره بخوره ، هنر اينه که اين همه دوست خوب رو ببينی و قدرشونو بدونی و هيچ وقت منزوی نشی . بعد هم بين همه دوستهای خوبت توی زندگی قشنگت بشينی و بوف کور رو بخونی و کلی به خودت و زندگيت اميدوار باشی که تو هيچ وقت ديگه اونجوری نيستی و هيچ وقت


No comments: