7/10/2008

به امید روزهای بهتر

این روزها اتفاقاتی می افتند که فکر می کنم خوبند
درخودم تغییر حس می کنم.
گرچه کابوس ها هستند گرچه گریه های گاه و بیگاه هستند، گرچه هنوز صبحهایی هستند که با سوزش و درد سینه بیدار می شم ولی یه حس خوبی به سراغم اومده و اون اینکه می تونم دوباره بسازم و اینبار بهتر
حس می کنم همه اجزای لازم، همه مهارتها مورد نیاز رو دارم
یه حسی مثل اون شبای امتحان که این قدر خوندی که ادعات میشه سر امتحان
حس می کنم که ارزشمندم و خواسته شدنی، حس می کنم کافیه آدمش پیدا بشه ! به امید روزهای بهتر

No comments: