باید از عشق گذشت
باید چسبید به زمین
باید لجنی شد
باید فانی شد
دیگه از تنهایی اون بالاها خسته شدم
می خوام این بالها رو بکنم بذارم پشت ویترین
می خوام پولشون کنم
می خوام این قلب در بیارم خاکش کنم
جاش یه قلوه سنگ از زمین قرض بگیرم
بچپونم تو سینه ام که دیگه کسی نتونه بشکنتش
خدایا من نه ایوبم نه مسیح
نه ابراهیم ام نه یونس
اصلا مگه من چی خواستم از این زندگی
میشه دیگه بسه؟
رادیوجادی ۲۴۷ – حمام طلا
-
در این شماره هر دو حزب آمریکا علیه دوربین های فلاک متحد شدن، هکرها دستگیر
می شن و غول منظور شما رو نمی فهمه و کاری رو می کنه که اصلا انتظارش رو
نداشتین! با...
3 weeks ago
1 comment:
are dadash high tashrif darin ie khoorde kamtar bekeshid dorost mishe! fana nemishi nakeshi o high nabashi! bia paiin cheshato vaa kon vaagheiata ro bebin na chizaii ke too aalame high boodan vase khodet naghashi kardi...
Post a Comment