از روی قله
و این منم پانهاده به سرزمین حسرتهایم
قدم گذاشته به خاک ارزوهای خاکسترشده
و این منم و این شهر عشقهای من
و این منم و سرزمین موعودم بی انکه منجی من
مرا به انتظار باشد
واین منم با آینده ای که ازآتش امید به خاکستر حسرت بدل شد
و این منم و آن قله کوه که همه ارزویم با توبالا رفتن از آن بود
راستی هنوز هم در قله ها به یاد من هستی؟
